تبلیغات
ریسمان های کیـــــهانی - یک آپ فوری دیگه!
سال ها ره میرویم و در مسیر / همچنان در منزل اول اسیر

یک آپ فوری دیگه!

پنجشنبه 26 آبان 1390 02:35 ق.ظ

نویسنده : AlFa

کجای کاری ؟فقط اداعا داری! اره؟

صبح تا شب به خودت میبالی که ؛ بله من انسان حواج جمعی هستم.....تا حالا تو دوستی برای کسی کم نذاشتم .....ولی بقیه چقدر از مرحله پرتن ....خداا عجب عنایتی به ما کرده.....چرا بقیه نمیتونن حواسشونو جمع کنن........

برو بابا......حقیقتا که داری تو آسمونا سیر میکنی بیا پایین.....پیاده شو با هم بریم!

بذار نفر سومی که امشب میخوام براش متاسف باشم تو باشی! آره.........آ/لفـــ/ــــ/ــا برات متاسفم، که فقط ادعا داری تو دوستی هیچ کم رفاقت نمیذاری امشب بهت میگم که خیلی از مرحله پرتی !

این بود رسمش که دوستت تو رو لینک کنه و تو اصلا به روی مبارک نیاری؟ مگه قرار نبود با این همه ادعا، تو دوستی پیش قدم باشی؟ حالا کجایی؟

چقدر مسخرست.......تو با این همه ادعا برای با معرفت ترین دوستت تو وبلاگت تولد نگیری..........

تویی که همیشه میگی باید قدر انسان های با معرفت رو دونست شاید حتی باید ازشون به خاطر معرفتشون ، که یک ویژگی بالای انسانیت هست تشکر کرد!

باید همیشه به خاطر داشتن این صفت مورد تحسین قرار بگیرند تا دیگران هم  یاد بگیرند! مگه همیشه نمیگی باید کمک کنیم که انسان ها پی به حقیقت این واژه ببرن ! مگه تو نبودی که عمیقا باور داشتی بهشت همینجاست اگر این واژه بین انسان ها به حقیقت معنا برسه؟ چیزی که لازمه دوستی هاست!

حالا داری چی کار میکنی ؟میخوای اون یه نفر رو هم دلسرد کنی ؟ بابا دستمریزاد........جواب خدا رو چی میخوای بدی؟

اصلا میدونی چیه؟...چرا من بگم بذار خود سعدی بگه.................این شعر رو گوش کن:

             نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی

                                                که ز دوستی بمیریم وتو را خبر نباشد

بعضی ها حقیقتا اینجورین! خیلی بی لیاقتن! ولی مگه قرار نبود ما اون کسی باشیم که میمیره نه اونی که بی خبره! جدا که ناامیدم کردی! حالا باید دید که تو هم مصداق این شعر هستی یا نه؟ با این اوصاف ، البته که هستی.........

پ. ن : سونیا جان ، سحر جان عمیقا متاسفم.........

پ.ن2: این نوشته یه دفاعیه هم داره که میشه برای پست بعد!

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 آذر 1390 12:40 ق.ظ