تبلیغات
ریسمان های کیـــــهانی - پاسور خودخواه!
سال ها ره میرویم و در مسیر / همچنان در منزل اول اسیر

پاسور خودخواه!

دوشنبه 27 تیر 1390 01:52 ق.ظ

نویسنده : AlFa

بازم نمیدانم چطوری شروع کنم این مشکل همیشگی من است !جدید نیست!

زیر پشه بند با چراغ قوه ای در دست باید هم نتوان نوشت! اصلا چرا میخوام بنویسم؟ بله، درسته! هر وقت ناراحت میشوم مشکلاتم را با کاغذ و قلم تقسیم میکنم

البته این کار رو جدیدا برگزیدم! بهتره دست از بیهوده گویی  بردارم و به اصل مطلب یعنی ؛ همون چیزی که ناراحتم کرده بپردازم !این چند روز که نبودم به این دلیل بود که عازم مسابقات بودیم همونی که سه  سال بود منتظرش بودم ؛المپیاد های ورزشی!!!!!

البته مثل هر سال کشوری برگزار نشده بود. بلکه منطقه ای بود بین شهر های اراک ،قم ،اصفهان و کاشان و البته شهرهای دیگر هم شامل میشد که تیم نفرستاده  بودن!

تو این مسابقات قرار بود که بهترین ها رو انتخاب کنند من میدونستم که تیم ما نمیتونه برنده میدون باشه چون  تیم هایی مثل اصفهان رو دیده بودم که از 5 تا بازیکن 7 تاشون اسپکر بودن !اسپکر هایی که همشون برای یه پاسور قابل اعتماد بودن! اما من توی تیمم فقط 2 تا اسپکر قابل اعتماد داشتم که اون ها هم موقع مسابقات از 60% به 30% افت پیدا کرده بودن!شرایطی که تیم داشت توصیف شدنی نیست. طفلک مربی خیلی برای ما زحمت کشیده بود ولی خب، برای بهتر شدن تلاش بیشتری لازم بود !

به هر حال من همون روزی که شنیدم قراره بهترین ها برگزیده بشن تصمیم خودم رو گرفته بودم میدونستم که با تیم به جایی نمیرسم باید به عنوان بهترین پاسور انتخاب میشدم. اما چطوری؟؟؟ در حالی که پاسور تیم اصفهان قبلا پاسور  تیم ملی بوده و در حالی که یه پاسور وقتی یه اسپکر خوب نداشته باشه چطور میتونه به عنوان بهترین پاسور انتخاب بشه؟؟؟؟ نــه این انتخاب درست نبود به هبچ وجه ممکن نبود که من به این عنوان نائل بشم نمیگم نمیتونستم اما شرایط به گونه ای نبود که بشه به این عنوان رسید ! اگر بگم به حق بود که به عنوان بهترین پاسور برگزیده میشدم دروغ نگفتم. چه پاس هایی که از پشت خط یک-سوم به بهترین نحو به اسپکرم نرسوندم اما او هم نامردی نکرد و توپ های نازنین من رو مستقیم راهی تورمیکرد هیچ چیزی برای یک پاسور بدتر از این نمیتونه باشه و یا این که بهترین پاس با پنجه معمولی رد بشه این موقع ها احساس میکنم با پتکی محکم به سرم میزنن! این موقعیت بیشتر وقتی اتفاق میوفته که پاس پشت میدم نمیدونم چرا این نوع پاس ها همیشه اسپکر های منو با چالش مواجه میکنه !پاس های به اون قشنگی که وقتی با پنجه ساده رد میشه آه از نهاد من بلند میشه ! من خودم قبلا یه مدت اسپکر بودم با هر پاسی که به پاسورم میرسید تو زمین جاگیری میکردم یه اسپکر خیلی باید خنگ باشه وقتی پاس پشت بهش داده میشه بگه " ببخشد حواسم نبود " یا " فکر نمیکردم به من پاس بدی" متنفرم از این جمله ها !!! اینجور اسپکرا هیچ وفت به جایی نمیرسن معلوم نیست اصلا تو زمین حواسشون کجا هست ..............بگذریم از این درد دل ها ! که این حرف ها تو دل هر پاسوری پیدا میشه!!!

نهایتا این گزینه درست نبود باید دنبال چیز دیگر میگشتم ! بهترین سرویس زن؟؟؟؟؟؟؟ نه نمیـــــشه چون پاسور بودم اگر میخواستم بهترین سرویس زن بشم حداقل نصف سرویس ها رو باید پرشی میزدم ! سرویس پرشی بلدم اما ریسک بالایی داشت چه بسا توان من رو از من میگرفت و دلیل دیگر این که مگه تو هر ست چند بار این شرایط پیش میومد که من بتونم سرویس بزنم !خلاصه این که کار من نبود باید به عنوان دیگری فکر میکردم ! بهترین اسپکر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جوابش مشخصه! محال بود من پاسورم اگرچه اعتراف میکنم که میتوانم بهترین اسپکر هم باشم اما در این بازی ها من پاسور بودم باز هم شرایط به گونه ای نبود که من بتوانم! البته به بازیکنانم گفته بودم که اگر پاس دوم بهشون رسید پاس سوم رو به من بدهند تا مانند پتک به سر حیرف بکوبم و معترف به این موضوع هستم که بنده در این کار توانا هستم گفتم که من یه مدت اسپکر بودم و در همون مدت کم ثابت کرده بودم که میتونم از همه تیم بهتر باشم ! خلاصه بهتره که از روی ابر ها پایین بیام و به حقیقت اطراف توجه کنم.

 بله! داشتم میگفتم ببخشید که با تعریف از خود، سرتون رو درد اوردم و البته زیاده روی هم کردم ! ...... باید دنبال عنوان دیگری میگشتم ! امتیاز آورترین؟؟؟؟ محال بود من پاسورم همیشه پاس دو به من میرسه البته اگر میرسید !به  هر حال من نمیتونستم تمام کننده باشم .نه! این عنوان هم خوب نبود ! موثر ترین بازیکن همان امتیاز آورترین بازیکن (نمیدونم!)عنوان خوبی است اما من تعریف دقیقی ازش ندارم. دقیقا نمیتونم بگم چی کار باید کرد تا به این عنوان نائل شد فقط یه چیز دیگر مونده بود !! بهترین مدافع ! عنوان قشنگی است هر وقتکه به زبون میارم یاد محمد موسوی میوفتم ! احتمالش زیاد بود. تو هر چرخش 3 بار جلو بودم میتونستم دفاع کنم. بقیه تیم ها اسپک ها ی خوبی میزدن، یعنی ؛قابل دفاع بود ! آره باید عزمم رو جزم میکردم تا این عنوان رو  مال خود کنم قبل از بازی ها تصمیم خودم رو گرفته بودم باید به این عنوان نائل میشدم ! مسابقات از فردا ی ورود ما شروع شد! برام هیچ فرقی نمیکرد تیم ببازه یا ببره ! فقط به این فکر میکردم کی میرم منطقه جلو ! تمام حواسم به این بود که پاسور تیم حریف به کی پاس میده حتی موقع گرم کردن در اکثر مواقع تیم خودم رو میسپردم به پاسور دوم و می ایستادم و حریف رو آنالیز میکردم باید میفهمیدم که کدوم اسپکر ها قابل دفاع هستن ! به فریاد های هر از گاه مربی که از بیرون میگفت " تو هم پاس بده " توجه نداشتم ! تمام حواسم متمرکز بود رو این که تمام اسپکر ها رو ناکام بذارم!

بالاخره شروع شد ! روز دوم اینقدر بپر بپر کرده بودم که تمام ساق پاهایم میسوخت قبلا از ناحیه کمر مصدوم شده بودم و با این کار دوباره به کمرم فشار اومد اما توجه نکردم یک هفته هم قبل از مسابقاات از ناحیه زانو مصدوم شده بودم ناگفته نماند که در ناحیه مچ دست هم درد شدیدی رو احساس میکردم! اون هم برام مهم نبود فقط دفاع اسپکر حریف!!! همـــــــــــین!

نهایت خودگاهی فرد که بتونه خودش رو به جایی برسونه! هر از گاهی وجدانم صدایم میکرد " فکر نمیکنی خودخواهی باشه ؟؟؟ والیبال یه بازی گروهیه و همه باید به خاطر هم بمیرن نه برای خودشون " اما من با مهارت تمام این صدا ها رو نادیده گرفتم ! نه از بالا رفتن امتیاز های خودی خوشحال میشدم نه از باخت ناراحت! حتی بازی سوم رو به یاد دارم که تیم حریف 24 بود وقتی پاس رسید گشتم وبه غیر قابل اعتماد ترین اسپکرم پاس دادم تا همه چیز رو تموم کنم! میدونستم که یا تو تور میزنه یا تو اوت ! که اون هم نامردی نکرد و زد تو اوت! و بعدش هم خیلی عذاب وجدان داشت مدام به من میگفت " چرا اون پاس روبه من دادی ؟" من هم برای این که خیلی بهش ضد حال نزنم گفتم :" سعید معروف هم همیشه امتیازها ی آخر رو به محمد کاظم میده چون قطرشه! وتو هم قطر منی"

روز سوم رسید . روز آخر مسابقات روزی که از روز اول منتظرش بودم! قبل از بازی مربی اومد پیش من پرسید حالت خوبه؟؟؟ اما من که حالم واقعا خوب نبود اینقدر پاها و کمرم درد میکرد که نمیتونستم دقیق راه برم؛ شل میزدم ! گفتم " هی بدک نیستم " گفت "این بازی رو دقت کن برات خبرای خوبی دارم" براش سر تکون دادم حتی به خودم زحمت ندادم ازش بپرسم! میدونستم چه خبری میخواد بده ! بازی آخر هم تموم شد ! باختیم! برای من مهم نبود شاید هم میتونستیم ببریم. اگر من اهمیت میدادم! لعنت بر من و خود خواهی من !

اما اتفاقاتی هم در حین بازی افتاد که بی تاثیر در نتیجه نبود! 2 تا کارت زرد گرفتیم یعنی 2 امتیاز برای تیم حریف ! و این طور شد که گیم مساوی رو واگذار کردیم !من هم داشتم از آخرین ذخیره انرژی ام استفاده میکردم دیگر توان نداشتم از هر چه توان داشتم مایع گذاشتم البته نه به خاطر تیم ! به خاطر کسب اون عنوان!بعد از پایان مسابقه یکی از بچه ها اومد جلو گفت خبر  داری که به عنوان بهترین پاسور انتخاب شدی؟ من قبلا از تیم های دیگر شنیده بودم که من رو به عنوان بهترین پاسور قبول دارن! ولی قبول نکردم وفقط این رو لطف دیگران میدونستم ! من واقع بین تر از این حرفام. دیده بودم که پاسوراصفهان باچه مهارتی به اسپکرهای خودش پاس میده البته اسپکرهاهم ماهر بودند.

خلاصه اینکه باورنکردم  .باشرم تمام  به سمت رخت کن رفتیم.من که جرات نداشتم به چشمای مربی نگاه کنم .مربی واقعا عصبانی بود بعد از شنیدن شکایت های به جای مربی و تخطئه کردن اون دو تا بازیکن که باعث دو تا کارت زرد بودن ، سرپرست بهمون گفت سریع آماده شیم تا برگردیم ! تیم ما قرار بود قبل از بازی آخر به عنوان تیم با اخلاق انتخاب بشه ولی با اون تا کارت زرد همه چی عوض شد مربی هم به خاطر موضوع بیشتر عصبانی شده بود! دیگر برام اهمیت نداشت به چه عنوانی انتخابم کنند شاید به خاطر خود خواهی من بود که تیم نتونست مقام بیاره خلاصه این که اماده شدیم برای رفتن.

ژتون هامون رو دستمون گرفته بودیم و مننظر بودیم تا غذایمان رو بگیریم و ببریم در راه میل کنیم !( کوفت کنیم به نوعی! شایسته یه چنین واژه ای بودیم !!) روی صندلی نشسته بودم سرم رو انداخته بودم پایین و ژتونم را به ستون کنارم میکشیدم تا جوهر های رویش پاک بشه مجذوب این کار شده بودم البته از درون حسابی بهم ریخته بودم متوجه اومدن مربی شدم ( نگاه دوم !!!) همینطور که سرم پایین بود جرات بالا اوردن سرم رو نداشتم فقط سعی میکردم به حرفاش گوش کنم چون منتظر خبر بودم اول گفت که به خاطر کارت های زرد کاپ را نگرفتیم !و بعدش گفت آلفا به عنوان بهترین ..... اتخاب شده! اما من سرم رو بالا نیووردم بعدش که مربی رفت بچه ها بهم تبریک گفتن اما من باز هم خوشحال نبودم نمیفهمیدم چه مرگم بود !!! از روز اول یه چنین چیزی رو میخواستم اما حالا که بهش رسیده بودم خوشحال نبودم! الانم که دارم مینویسم چندان خوشحال نیستم شاید به خاطر نیت خالصی بود که داشتم .( کنایه بود حرفم!!!!!!!!!!!!!!!!)

 حالا شما بگین بالاخره آلفا به چه عنوانی نائل شد؟؟؟؟؟؟

این یه پست والیبالی بود؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 27 تیر 1390 02:28 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30